استرس در محل کار چگونه به سلامتی شما آسیب می‌زند و چطور باید با آن مقابله کنید؟

انسان از زمانی که زندگی اجتماعی خود را آغاز می‌کند، به نوعی با استرس درگیر می‌شود. از روز اول مدرسه رقابت برای موفقیت شروع می‌شود و تا پایان دانشگاه ادامه پیدا می‌کند! زمانی که وارد محیط کار می‌شویم، این استرس چند برابر می‌شود و سال‌ها با ما همراه است. عوامل درونی مثل انتظارات شغلی بالاتر و عوامل بیرونی مانند حجم کار زیاد، از عوامل استرس در محل کار هستند.

آنی مک‌کی در کتاب «چگونه در محل کار شاد باشیم» می‌گوید: بیشتر ما روزانه حداقل هشت ساعت را در محل کار سپری می‌کنیم. اگر از کارمان ناراضی باشیم، بیشتر از یک سوم عمر خود را احساس بدبختی می‌کنیم! ممکن است تصور کنید که به شرایط عادت کرده‌اید و همه چیز تحت کنترل قرار دارد؛ اما بهتر است بدانید که استرس مداوم، آسیب‌های جسمی و روحی جدی به شما می‌زند. در این مقاله به شما می‌گوییم که استرس در محل کار چگونه به سلامتی جسم و روح شما صدمه جدی وارد می‌کند.

استرس در محل کار

چرا در محل کار اینقدر استرس داریم؟

در دنیای مدرن بیشتر مردم از یک الگوی معیوب پیروی می‌کنند: «زندگی برای موفقیت». به طور مداوم کار می‌کنیم تا به هدف بعدی برسیم و این چرخه معیوب ادامه دارد. اعتیاد به کار، پاداشی است که اسیر شدن در این دام، نصیب ما می‌کند. ممکن است در این مسیر رفاه مادی بیشتری را تجربه کنیم، و این همان چیزی است که باعث می‌شود احساس کنیم راه درستی را در پیش گرفته‌ایم.

آنی مک‌کی با ارائه دلایل تاریخی می‌گوید که باور رنج‌آور بودن کار، با صنعتی شدن جوامع رواج یافته است. درست از همان زمانی که کارگران استقلال خود را از دست دادند؛ همان پدیده‌ای که چارلی چاپلین در فیلم عصر جدید آن را نقد کرده بود. در دنیای امروز کار بیش از حد ارزش پیدا کرده است؛ تغییر مدام ساختارهای اقتصادی و فناوری و حاکمیت سرمایه‌داری، عاملی است که باعث شده منابع روزبه‌روز محدودتر و کار، لحظه به لحظه بیشتر شود. رقابت، محدودیت زمانی و ضعف مدیریت، تنها سه مورد از مشکلاتی هستند که استرس کاری را تشدید می‌کنند.

تاثیرات جسمی و روحی استرس مزمن

قبل از هر چیز باید بگوییم که استرس یک واکنش طبیعی به اتفاق‌های محیطی است و مزایای خود را دارد. استرس مفید، واکنشی که است مغز و دستگاه عصبی بدن شما به محیط نشان می‌دهد و نتیجه آن می‌تواند مبارزه یا فرار باشد. در واقع استرس یک مکانیزم دفاعی است که برای مقابله با حمله احتمالی یا خطر مرگ طراحی شده است. واکنش‌های فیزیکی بدن انسان به استرس می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • ماهیچه‌ها سفت می‌شوند
  • ضربان قلب بالا می‌رود
  • مصرف انرژی بدن بیشتر می‌شود
  • مردمک چشم بازتر می‌شود
  • قدرت پردازش مغز بالا می‌رود

برای جلوگیری از استرس، بیشتر کار می‌کنید؟ این تنها یک مکانیسم مقابله خطرناک است که مغز شما به صورت ناخودآگاه آن را طراحی کرده است.

همه این پاسخ‌ها زمانی که با خطر واقعی مانند حمله فیزیکی یا بلایای طبیعی مواجه باشیم، مفید هستند. اما مشکل اینجا است که مغز ما نمی‌تواند بین موقعیت‌های واقعاً خطرناک و استرس در محل کار تفکیک قائل شود و در هر دو موقعیت، واکنش یکسانی نشان می‌دهد. با این حال حتی در محل کار، دزهای کوچک و مقطعی از استرس به عنوان یک عامل انگیزشی، به ما در رسیدن به اهدافمان کمک می‌کنند. شرایط زمانی بدتر می‌شود که با استرس مزمن روبه‌رو باشیم؛ استرس مزمن نه‌تنها کمکی به ما نمی‌کند، بلکه دشمن درجه یک سلامتی و موفقیت است. حالا ببینیم بدن انسان به استرس مزمن چه واکنش‌هایی نشان می‌دهد:

  • فشار خون بالا می‌رود
  • استعداد ابتلا به دیابت و سرطان افزایش پیدا می‌کند
  • اختلال خواب و بی‌قراری شبانه نمایان می‌شود
  • دستگاه گوارشی وظایف خود را به خوبی انجام نمی‌دهد
  • سیستم ایمنی بدن ضعیف می‌شود
  • اعصاب اسکلتی و عضلانی دچار مشکل می‌شود

قسمت بدتر ماجرا اینجا است که استرس به اطرافیان شما هم منتقل می‌شود. بدن انسان در مقابله با احساسات اضطرابی مانند ترس و استرس، هورمون‌هایی مانند فرمون ترشح می‌کند. این مواد شیمیایی با عرق از بدن شما خارج می‌شوند و به دیگران هم سرایت می‌کنند. نتایج پژوهش‌های انجام شده نشان می‌دهد که کسانی که با افراد مضطرب در تماس هستند، فعالیت مغزی بیشتری را تجربه می‌کنند.

برای جلوگیری از استرس، بیشتر کار می‌کنید؟ این تنها یک مکانیسم مقابله خطرناک است که مغز شما به صورت ناخودآگاه آن را طراحی کرده است. بد نیست بدانید که با این کار، شرایط را بدتر می‌کنید؛ روابط خود را نادیده می‌گیرید، سرگرمی‌هایتان را کنار می‌گذارید، غذای کافی نمی‌خورید و خوب نمی‌خوابید. این شرایط هیچ کمکی به شما نمی‌کند و برعکس نتیجه می‌دهد. به تدریج منابع انرژی شما رو به پایان می‌رود و خستگی شغلی شما را از پا درمی‌آورد.

برای مدیریت استرس در محل کار چه باید بکنیم؟

فراهم کردن یک محیط کاری بدون استرس و شاد بودن در محل کار چندان سخت نیست. گام اول این است که از خود سوال کنید آیا واقعا لازم است اینقدر سخت کار کنید؟ یا فقط بر حسب عادت یا برای فرار کردن از بخش دیگری از زندگی، به کار پناه آورده‌اید؟ بسته به جواب این سوال، راه‌های متفاوتی پیش روی شما قرار دارد. مثلاً اگر برای فرار از مشکلات زندگی شخصی زیاد کار می‌کنید، بهتر است برای حل کردن مشکلات خود به طور جدی اقدام کنید.

اگر شرایطی که باعث شده شما در محل کار استرس زیادی را تحمل کنید، موقتی است، با تکنیک‌های کنترل استرس می‌توانید واکنش‌های مغز را کنترل کنید. نفس عمیق بکشید و با انجام دادن تکنیک‌های تنفس، ضربان قلب خود را کنترل کنید. تنفس درست می‌تواند سیستم عصبی را تا حدی زیادی تحت کنترل قرار دهد. با تنفس صحیح و افزایش سطح اکسیژن خون، ترشح کورتیزول که به عنوان هورمون استرس هم شناخته می‌شود، کاهش می‌یابد. ورزش پشت میز کار هم راهکار خوبی است.

یک راه دیگر برای کنترل استرس، انجام دادن فعالیت‌های کند و کم‌سرعت است. یوگا یا پیاده‌روی در طبیعت می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد. همانطور که گفتیم، افزایش سطح استرس سیستم عضلانی و اسکلتی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و مغز با انجام فعالیت‌های سریع و جهشی، به این محرک پاسخ می‌دهد. با یوگا و پیاده‌روی، مهارت کنترل ذهن را تقویت می‌کنید و کنترل عضلات خود را به دست می‌گیرید. با این تکنیک‌ها می‌توانید از مزایای استرس خوب استفاده کنید، اما مراقب باشید که در دام استرس مزمن نیفتید.

منبع: CNBC

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما همچنین ممکن است دوست داشته باشید
سرگرمی در محل کار
ادامه مطلب...

سرگرمی در محل کار: سرمایه‌گذاری یا اتلاف وقت؟

چند سال قبل با مدیری کار می‌کردم که دوست داشت همیشه در حال تایپ کردن باشیم! اصلا اگر از کنار میزمان رد می‌شد و می‌دید که چیزی تایپ نمی‌کنیم، ناراحت می‌شد! ما هم که رگ خوابش را پیدا کرده بودیم، هر وقت سر و کله‌اش پیدا می‌شد، با تمام توان انگشتانمان را روی کیبورد می‌کوبیدیم! چون می‌دانستیم بهره وری ما را با صدای دکمه‌های کیبوردمان می‌سنجد! جناب مدیر به فکر کردن و ایده‌پردازی حین کار هم اعتقاد نداشت، چه برسد به تفریح! نمی‌دانم تا الآن به اشتباهش پی برده یا نه، ولی طی این سال‌ها فهمیده‌ام که محل کار فقط برای کار نیست! به زبان ساده‌تر در محل کار باید به ما خوش بگذرد!
مدیریت سازمان
ادامه مطلب...

پدیده چراغ گاز در مدیریت: مدیران سمی در سازمان شما چه جایگاهی دارند؟

پدیده چراغ گاز یک نوع کنترل روانی است که به قربانی صدمه‌های روحی زیادی وارد می‌کند. در این پدیده، فردی با دادن اطلاعات اشتباه به قربانی، حقیقت را زیر سوال می‌برد و طوری وانمود می‌کند که همه چیز تقصیر خود او است. قربانیان چراغ گاز ممکن است قدرت حافظه، ادراک و سلامت روانی خود را از دست بدهند و در مورد همه چیز به خودشان شک کنند. اگر قربانی نتواند خود را از این تله بیرون بکشد، به جایی می‌رسد که نمی‌تواند واقعیت را تشخیص بدهد و روز به روز بیشتر درگیر این تله روانی می‌شود.